معیارهای دسته بندی روشهای تحقیق

هر یک از ما روزانه عملهای (Action) متعددی انجام می دهیم از قبیل خوابیدن و بیدار شدن، پختن و خوردن غذا، استحمام، مطالعه کتاب یا مجله، تماشای فیلم یا گوش دادن به رادیو و رانندگی کردن. ارادی و اختیاری بودن اعمال مذکور به عنوان یک وجه مشترک موجب می شود ما آنها را از حرکاتی نظیر سکسکه کردن، پلک زدن، خمیازه کشیدن و .....  که اراده و اختیار آدمی سهمی در آنها ندارد تشخیص دهیم.

اعمال روزمرّه را می توان بر حسب معیارهای مختلفی دسته بندی نمود. یکی از رایج ترین معیارهای تقسیم بندی عمل، نوع نیاز (Need) است. اعمال فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را می توان طبقات عمل بر حسب این نوع تقسیم بندی تصور نمود. انسان در نتیجه انجام یک عمل فرهنگی، شناخت را از محیط دریافت می کند و بر اثر انجام عملهای اقتصادی کالاها یا خدماتی را از محیط دریافت می کند. قدرت یا نفوذ از جمله خواسته هایی است که افراد در نتیجه عملهای سیاسی از محیط اطراف خود دریافت می نماید و سرانجام بر اثر اعمال اجتماعی است که عاطفه یا ارزش جذب سیستم انسانی می گردد.

اعمال فرهنگی را می توان به دو دسته کلّی تحصیل و تحقیق تقسیم نمود. تحصیل به مجموعه عملیاتی اطلاق می شود که طیّ آن فرد خودش را در معرض اطلاعاتی قرار می دهد که از جانب دیگران تهیه و ارائه می شود. نظیر فعالیتی که دانشجویان با حضور در کلاس و نشستن در برابر استادان انجام می دهند. اما در جریان تحقیق، خود فرد است که اطلاعات را تولید می کند یا مشارکت فعالانه در تولید آن دارد. شباهت نخست این دو، در مسبوق بودن آنها به سوال است. به عبارتی دیگر انسان وقتی به جهل خود در یک زمینه واقف شد و سوالی در ذهن اش ایجاد شد، دو راه در پیش رو دارد: یا از دیگران بخواهد به سوالش جواب دهند یا خودش عملیات جستجوی پاسخ را بر عهده بگیرد. شباهت دوم آنها به نتیجه عملشان بر می گردد. در نتیجه ی هر دوی آنها، شناخت حاصل شده و به سوالات پاسخ داده می شود. اما تفاوت اصلی تحصیل و تحقیق در این است که در اولی فرد صرفا می آموزد اما در دومی می جوید و در حین جستن می آموزد.

بنابر این تحقیق به معنای عام، مجموعه ای از عملیات جستجوگرانه است که برای پاسخگویی به سوال، انجام می شود. تحقیقات را نیز می توان بر اساس معیارهای مختلف دسته بندی نمود. یکی معتبرترین روشهای دسته بندی تحقیق، دسته بندی آن بر اساس روش داوری (Justification) است. بر اساس این معیار تحقیقات را می توان به دو دسته علمی و غیرعلمی تقسیم نمود. تحقیق علمی به آن دسته از تحقیقات اطلاق می شود که روش داوریِ آنها، تجربه است و در مقابل تحقیقات غیر علمی، تحقیقاتی هستند که برای داوری در آنها از روشهای نظیر تعقل یا .... استفاده می شود، به عنوان مثال غالب تحقیقاتی که در فلسفه و عرفان صورت می گیرد از نوع غیرعلمی است. در مقابل اکثر تحقیقاتی که در روانشناسی، جامعه شناسی، فیزیک و شیمی و ...... انجام می شود علمی است. لازم به ذکر است که علمی بودن لزوما مترادف با صحیح بودن نیست همانطور که غیرعلمی بودن نیز به معنای غلط بودن نیست. در تحقیقات علمی نتایج تحقیق از طریق تجربه (گزاره های مشاهده ای) قابل ابطال است.

بنابراین در فرآیند تعریف تحقیق علمی می توان چهار عنصر تشخیص داد: سوال، جستجو، پاسخ و داوری در باره ی پاسخ براساس تجربه. اگرچه تحقیقات علمی از حیث ابتناء بر تجربه در مقام داوری، هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند اما آنها را می توان بر اساس سه عنصر نخست به طبقات مختلفی تقسیم نمود.

«سوال یا مساله از ناسازگاری میان معرفت و واقعیت برمی خیزد. اگر انتظار مبنی بر معرفت پیشینی ما برآورده نشود زمینه برای بروز سوال مطرح می شود. به عبارتی دیگر سوال تحقیق مبتنی بر معرفت زمینه ای ماست» (ساعی، 1386: 33). لذا بر اساس معرفت زمینه ای می توان سوالات و در نتیجه تحقیقات علمی را دسته بندی نمود. دسته بندی تحقیقات علمی به تحقیقات روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، سیاست، فیزیک، شیمی، پزشکی و ..... از همین زاویه صورت می گیرد.

سوالات از این حیث که ناظر به چه هدفی هستند، نیز می توانند مبنایی برای دسته بندی تحقیقات علمی باشد. سوالات ممکن است معطوف به کمّیّت یا کیفیت یک موضوع باشد که در این حالت تحقیق علمی از نوع توصیفی خواهد بود. نظیر تحقیقاتی که در باره کمیت یا کیفیت استفاده از فرآورده های دریایی انجام می شود. سوالات ممکن است مربوط به چرایی یک پدیده باشد که در آن صورت تحقیق از نوع تبیینی خواهد بود. همانند تحقیقاتی که در باره علل عدم استقبال از فرآورده های دریایی انجام می شود. تحقیقات علمی می توانند معطوف به شیوه های تغییر یک پدیده باشند که در آن حالت تحقیقات برنامه ای نامیده می شوند. نظیر تحقیقاتی که در باره شیوه های ترغیب شهروندان به مصرف فرآورده های دریایی انجام می شود. تحقیقات ارزشیابی شکل دیگری از تحقیقات علمی هستند که به ارزیابی اثربخشی یا کارآیی برنامه های تغییر می پردازند.

پاسخهای تحقیقات علمی نیز می توانند ملاکی برای دسته بندی اینگونه تحقیقات فراهم سازند. بدین معنا که آیا پاسخ صرفا به تغییری در عالمِ نظریه می انجامد یا آنکه تغییری در واقعیت بیرونی را سبب می شود. تحقیقات را از این حیث می توان به دو دسته بنیادی و کاربردی تقسیم نمود. «تحقیقات بنیادی ناظر به حل مسائلی در سطح تئوریها هستند. در این سطح احتمال دارد حالتهای زیر رخ دهد:

  1-بین تئوریهای مختلف در باب یک واقعه ناسازگاری مشاهده شود.

  2-بین تئوری موجود و واقعیت بیرونی ناسازگاری مشاهده شود.

  3-درون یک تئوری تناقض یا تعارض مشاهده شود» (همان: 37).

اما تحقیقات کاربردی ناظر به حل مسائلی هستند که طی زندگی با آنها مواجه می شویم و به مثابه موانعی در مسیر ارضای نیازهای ما محسوب می شوند.

حال اگر معرفت زمینه ای را به جامعه شناسی یا هر شاخه دیگر از علوم محدود کنیم، تحقیقات علمی مربوط به آن حوزه را می توان بر اساس دو معیار پیش گفته به هشت دسته به شرح زیر تقسیم نمود:

معیار

هدف

توصیف

تبیین

ارزشیابی

طرّاحی برنامه

پاسخ

بنیادی

1.توصیفی-بنیادی

2.تبیینی-بنیادی

3.ارزشیابی-توصیفی

4.برنامه ای-بنیادی

کاربردی

5.توصیفی-کاربردی

6.تبیینی کاربردی

7.ارزشیابی-کاربردی

8.برنامه ای-کاربردی

 

اما آنچه که زمینه دسته بندی تحقیقات علمی را به طبقات متعدّد فراهم ساخته است، روش جستجوی پاسخ است. روش جستجو که اصطلاحا از آن به عنوان روش تحقیق یاد می شود به مجموعه عملیاتی اطلاق می شود برای گردآوری داده ها به کار گرفته می شود. پیش از آنکه به طبقه بندی تحقیقات علمی بر اساس روش تحقیق بپردازیم، به تجزیه این مفهوم اقدام می نماییم. نگارنده اعتقاد دارد هر محققی بعد از طراحی سوال، در مقام گردآوری داده ها باید در زمینه های زیر استراتژی روشنی داشته باشد. واحد مشاهده، واحد تحلیل، تکنیک یا ابزار جستجو، ماهیت داده های گردآوری شده و برنامه (Plan) جستجو. به عبارتی دیگر محقق باید مشخص نماید که پاسخ سوالات را چگونه (ابزار یا تکنیک)، از چه کس یا چه چیز (واحد مشاهده) و چه نوع داده هایی (ماهیت داده ها) را گردآوری خواهد نمود و طرح یا برنامه ای که از طریق آن پاسخ را به سوالات ربط خواهد داد کدام است.

نگارنده اعتقاد دارد آنچه که یک «روش تحقیق» را از سایر «روشهای تحقیق» متمایز می کند، پاسخهایی است که در آن روش محقق به سوالات فوق می دهد. به عبارتی دیگر روش تحقیق نوع و چیدمان تصمیمهایی است که در زمینه انتخاب ابزار، واحد تحلیل، واحد مشاهده و ماهیت داده ها گرفته می شود.

یکی از تقسیمات رایج تحقیقات علمی بر اساس روش، تقسیم آنها به دو دسته کیفی و کمّی است. روشهای کمّیِ تحقیق علمی به «مجموعه ای از روشهای اطلاق می شود که صفت مشترکشان بررسی جمعیتی از اشیاء مشاهده شدنی و قابل مقایسه با یکدیگر است، این اشیاء ممکن است افراد انسانی، گروه ها، نهادها یا حتی جوامع باشند» (بودون، 1369: 86) بودون در این تعریف معتقد است واحد مشاهده و تحلیل می تواند متنوع باشد اما محور اصلی این تعریف کثرت واحدهای مشاهده و نیز مقایسه واحدها به عنوان برنامه ی تحقیق می باشد. و از اینروست که وی در توصیف روش کیفی آن را روشی معرفی می کند که در آن پدیده منحصر بفردی مطالعه می شود (همان: 96). لذا می توان نتیجه گرفت وجه تمایز روش تحقیق کیفی و کمّی در دیدگاه بودون تعداد واحدهای مشاهده و نیز برنامه ی مشاهده و اندازه گیری (مقایسه یا عدم مقایسه واحدها) می باشد. نگارنده اعتقاد دارد پیامد طبیعی کثرت واحدهای مشاهده، آن است که نیاز به آمار و ریاضی در تجزیه و تحلیلها آشکار خواهد شد و داده های گردآوری شده در پژوهش کمّی لزوما از نوع عدد و رقم خواهند بود و کشف روابط نیازمند سنجش همبستگی ها یا سایر روشهای آماری خواهد بود. اما در تحقیق کیفی به سبب قلّت واحدهای مشاهده نیازی به روشهای آماری وجود ندارد و محقق به سادگی به جوانب مختلف واحد مشاهده پی خواهد برد.


تکنیک یا ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات نیز می تواند مبنایی برای دسته بندی تحقیقات لذا بر اساس تکنیک یا ابزار مورد استفاده در تحقیقات نیز می توان آنها را دسته بندی نمود. بر این اساس روشهای علمی تحقیق را می توان به طبقات زیر تقسیم نمود:

1- روش تحقیق آزمایشی که ابزار اصلی گردآوری اطلاعات در آن مشاهده مستقیم است.

2-روش تحقیق پیمایشی که ابزار اصلی گردآوری اطلاعات در آن پرسشنامه یا مصاحبه ساخت یافته است.

3- روش تحقیق اسنادی که ابزار اصلی گردآوری اطلاعات در آن تحلیل محتوا (پرسشنامه معکوس) است.

4- روش تحقیق میدانی که ابزار اصلی گردآوری اطلاعات در آن مشاهده مشارکتی است.

لازم به ذکر است که تقسیم بندی فوق بر اساس ابزار غالب است، لذا ممکن است در برخی موارد بسته به موضوع تحقیق از ابزارهای متعددی برای گردآوری اطلاعات استفاده نمود.

تعداد واحدهای تحلیل ملاک دیگری برای دسته بندی روشهای تحقیق است. واحد تحلیل به کس یا چیزی اطلاق می شود که داده های مربوط به متغیرهای اصلی تحقیق به آن نسبت داده می شود. بر این اساس می توان روشهای تحقیق را به دو دسته موردی و غیرموردی تقسیم نمود. در روش تحقیق موردی تعداد واحدهای تحلیل مورد مطالعه بسیار کم است. در حالیکه در تحقیقات غیرموردی واحدهای بیشتری مورد مطالعه قرار می گیرند. ناگفته پیداست که نمی توان مرز روشنی بین این دو دسته از حیث تعداد واحدهای مورد مطالعه مشخص نمود. ولی به عنوان یک نشانه می توئان ادعا نمود حجم اطلاعاتی که در تحقیق موردی در باره هر یک از واحدهای تحلیل می توان بدست آورد به مراتب بیشتر از تحقیقات غیرموردی است. لازم به ذکر است که علیرغم اینکه تعداد واحدهای تحلیل در روش تحقیق موردی کم است، اما برای گردآوری اطلاعات مربوط به هر واحد می توان از واحدهای مشاهده متعددی استفاده نمود. به عنوان مثال در تحقیقی به روش موردی در باره یک شرکت دولتی می توان با یکایک کارکنان آنجا و نیز بخشی از مشتریان مصاحبه کرده یا پرسشنامه تکمیل نمود و حتی مشاهده مشارکتی انجام داد. حال چنانچه واحد تحلیل مورد بررسی علاوه بر قلّت تعداد، متعلق به گذشته و در عین حال منحصر بفرد نیز باشد روش تحقیق از نوع تاریخی خواهد بود. همانند روشی که برای مطالعه بمباران شیمیایی حلبچه مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

حال در اینجا به بیان رابطه بین تقسیمات مختلف روشهای تحقیق در قالب یک جدول فشرده می پردازیم:

ماتریس ویژگیهای روشهای مختلف تحقیق

 

هدف

نتیجه

ماهیت داده ها

/ 11 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید

می فهمم. هر کاری کردم درست نشد. پی دی افش رو می فرستم واسه تون.

قدرت اله اسدی

با درود به شما من مطلب جالب شما در باب روش پیمایش خواندم من ترم 2 کارشناسی ارشد جامعه شناسی ام اگر میتوانید به من در شروع پایان نامه ام کمک کنید ایمیل مرا بی جواب نگذارید .......8/12/1387 فارس جهرم خدا نگهدار

محمد

سلام متن شما بسیار متن جالبی بود و خیلی از اون استفاده کردم. فقط اگر ممکن باشه که منابعی که شما استفاده کردین رو بطور کامل بدونم بسیار عالی میشه (منظور منابعی هستش که در این متن هستن)

شیخ

پس چرا منبع ندارید؟ بودون 1369 دیگه چیه؟

مريم

خيلي از مطلب شما استفاده كردم ميتوانيد در رابطه با نحوه انجام گراندد تئوري به من كمك نماييد

قاسمی

از شما تشکر می کنم امید دارم که همیشه از دانش خود ما را بی نصیب نگذاری

ماهی سیاه

سلام استاد متشکرم و عالی بود به این مطالب نیاز داشتم چیزی که نیم نگاه گفتن در واقع مشکل منم هست و سمت چپ مطلب نشون داده نمیشه

ساناز

سلام استاد من از این جدول ماتریس از هر کدوم مثال میخام متاسفانه میدونم از کجا باید بگیرم لطف کنید بنده رو راهنمایی کنید استادم برای کار ترم ازم میخاد خواهش میکنم راهنماییم کنید

پرنا

مرسی از کار خوب و مفیدتون. من دانشجوی علم اطلاعات هستم و این مقاله شما خیلی به دردم خورد. ممنونم ازتون. به کارتون ادامه بدین.