نگرش سازه گرایانه در تحلیل مسائل اجتماعی- خلاصه فصل اول

... ناظر بر شرایط غلط، شایع و قابل تغییری است که باید حل شوند.

دیدگاه دانیلین لوزیک در تعریف و تحلیل مسائل اجتماعی با دیدگاهی که برای تعریف مساله اجتماعی بر شاخصهای عینی مربوط یه شرایط، عوامل و پیامدهای مسائل اجتماعی تاکید می­کنند تفاوت دارد. او اعتقاد دارد شاخصهای عینی برای درک مسائل اجتماعی لازم هستند ولی کافی نیستند. در حقیقت منظور وی این است که بین جنبه های قابل سنجش یگ شرایط معین یا افرادی که در آن شرایط قرار دارند با درک مشکل زا بود آن شرایط، رابطه ضروری، تنگاتنگ و منظمی وجود ندارد. چه بسا شرایطی که الان نگران کننده تلقی می شود، زمان قدیم هم وجود داشته بی آنکه چنین برداشتی از آن وجود داشته باشد!

ممکن از این مهم نتیجه بگیریم که این وظیفه متخصصین است که به ما بگویند چه چیزی مساله است و نگران چه چیزی باید بود. ولی لوزیک چنین اعتقادی ندارد زیرا به اعتقاد وی مسائل اجتماعی به اخلاقیات مربوط می­شوند. به عبارتی دقیق­تر در نامیدن یک شرایط به عنوان مساله اجتماعی، معیارهای اخلاقی و به تبع آن قضاوتهای اخلاقی تاثیرگذار است. زیرا غلط بودن و لزوم تغییر دو عنصر از عناصر چهارگانه تعریف مساله اجتماعی از طرف لوزیک بود. ما در زمانه­ای زندگی می کنیم که اولا متخصصین بسیاری از رشته ها  کرارا متهم می­شوند به اینکه آنطور که باید عین گرا نیستند. ثانیا مدارکی که از سوی آنان گردآوری می­شود غالبا متناقض هستند و متخصصین با هم توافق ندارند. ثالثا اندیشه­های آنها نیزبه مرور زمان در حال تغییر است . البته منظور لوزیک این نیست که همه یا اکثر داشمندان غیرقابل اعتماد هستند بلکه تلاش می کند ما را متوجه این نکته کند که نباید به سادگی فرض کنیم که عینیت و حقایت به طور معمول و خودکار از علم و تحقیق ناشی می­شود.

دانیلین لوزیک نگرشی سازگرایانه (constructionist) به مسائل اجتماعی دارد. این نگرش بیشتر با این وجه از امور سروکار دارد که ما چطور این امور را می­فهمیم و نه اینکه جهان مادی مستقل از فهم ما چگونه است. این نگرش با مسائل اجتماعی به عنوان ادراکات و معانی ذهنی سروکار دارد، در واقع ما از طریق معانی و ادراکات ما است که به حهان و مسائل اجتماعی واکنش نشان می­دهیم. از این منظر، هر شرایط عینی تا زمانی که مشکل­زا نامیده نشود و معنایی برای آن در نظر گرفته نشود نمی تواند مساله اجتماعی باشد.

نگرش سازه­گرایانه اجتماعی عمدتا معطوف به این است که ما چطور اعیان و افراد را در جهان اطرافمان مقوله بندی می­کنیم. زیرا بر اساس این نگرش، همین مقوله­بندیهاست که بر رفتارمان تاثیر می گذارد. به عنوان مثال همین مقوله بندی است که موجب می­شود من صندلی چوبی را وسیله­ای برای نشستن ببینم و دیگری آن را هیزمی برای گرم کردن خانه! یک نفر گربه را به عنوان یک همدم تلقی کند و دیگری آن را به عنوان یک وعده غذای مغذی! مقوله­بندی یکی از روش­های اولیه فهمیدن جهان از سوی ماست.

مقولات اگرچه کمک ما در زندگی روزمره هستند اما همینکه آنها را آموختیم دیگر نیازی به فکر کردن در باره آنها احساس نمی­کنیم. ما صرفا زمانی که وارد یک گروه با فرهنگ متفاوت می­شویم می­فهمیم مقولات ما و محتواهای آنها الزاما از اعیان مادی و بیرونی ناشی نمی­شوند بلکه این مقولات چیزی جز تعاریف انسانی از امور نیستند. به عبارتی دیگر مقولات و محتوای آنها چیزی جز سازه­های اجتماعی (Socially constructed) نیستند.

واژه مسائل اجتماعی هم یک مقوله است یا یک برچسب به عنوان جعبه­ای که حاوی شرایطی است که غلط، شایع، قابل تغییر و نیازمند تغییر هستند. اما باید توجه داشته باشیم اغلب ما شرایط مساله اجتماعی را مستقیم تجربه نمی­کنیم و آن شرایط بخشی از واقعیت زیسته ما نیستند. حتی اگر ما شخصا یک مساله اجتماعی را تجربه کنیم ، تجربه ما از آن مساله یک تجربه شخصی است که ممکن است با دیگران متفاوت باشد. امروزه بر خلاف گذشته ما در جهانی زندگی می­کیم که رسانه­ها توانسته اند تجارب ما از جهان را بیش از پیش بسط و گسترش دهند بی­آنکه تجربه مستقیم خودمان باشد. نگرش سازه گرایانه نمی­خواهد صرفا کاربرد یا سوء کاربرد این مقوله­بندی ها را زیر سوال ببرد، بلکه می­خواهد چگونگی و چرایی ساخته شدن و به فعلیت درآمدن این مقوله­بندی ها را بررسی قرار داده و می­پرسد چرا و چگونه برخی از شرایط – و صرفا برخی از شرایط- در موقعیت مسائل اجتماعی قرار می­گیرند. لذا اولین چیزی که این نگرش با آن سروکار دارد، تعریف ذهنی مسائل اجتماعی است.

در این نگرش اعتقاد بر این است که عده­ای از افراد کارهایی انجام می­دهند تا دیگران را متقاعد سازند که با شرایط مشکل­زا مواجه هستند و باید کاری برای تغییر آن شرایط انجام دهند و این یک بازی است، بازی مسائل اجتماعی! و مثل عموم بازی ها شامل فعالیتها و بازیکنانی است که با یکدیگر رقابت می­کنند برای برنده شدن! برنده شدن برای دریافت جایزه قدرت اداره تغییر اجتماعی! قدرت تغییر جهان عینی!

/ 1 نظر / 36 بازدید
رضوی

ممنون از این که کتاب را با تلخیص محتوای آن معرفی می کنید. پیشنهادم این است در انتهای هر یک از پست ها که خلاصه ی یک فصل است مشخصات کتابشناختی اثر را قرار بدهید. چون ممکن است خوانندگانی باشند که از خارج از حلقه ی آشنایان و دانشجویان و حضار جلسات شما به این وبلاگ بیایند و ندانند مأخذ این مطالب کجا و چه کسی است. در مجموع این بحث برساخت بودن مسایل اجتماعی، البته نه با این وسعت بلکه در مورد بعضی مسایل مدتی بود توجه ام را جلب کرده بود. در واقع خاصیت گفتمانی داشتن بعضی مسایل. مطالبی که شما از این کتاب نقل کرده اید به پخته شدن آن ایده هام کمک می کند.