آتش در یخ

زندگی فصه مرد یخ فروشی است که وقتی از او پرسیدند فروخنی؟ جواب داد: نخریدند تمام شد. این پیامک رو یکی ازقلبقلبقلب دوستان بسیار عزیزمقلبقلبقلبفرستاد. خیلی خوشم آمد. طبق معمول اینجور مواقع به این فکر کردم که چه چیزی توی این پیامک بود که اینقدر کیفورم کرد. دارد سفارش می کند که باید حساب قطره قطره یخ عمرمان را داشته باشیم. ما باید هر لحظه گزینش کنیم. خوب دقت کنید: همین قطره ای را که برای من الان دارد می گذرد، من به وبلاگ نوشتن فروختم. (همه این قطرات فدای شماقلبقلبقلب). و شما هم اکنون دارید قطره هایتان را به خواندن این نوشته ها می فروشید. ما نمی توانیم نفروشیم چون اختیار ذوب نشدن را نداریم. ما فقط می توانیم آنچه را که می خریم انتخاب کنیم اما به هر حال ناگزیر از فروختنیم. چرا که بطور مستمر دارد از سرمایه یخین مان کم می شود. می گویم حالا که ناچار به فروختنیم سعی کنیم در همین چیزها یا کسان در دسترس چیزی یا کسی پیدا کنیم.

اصلا یه چیز خیلی جالب. اگر می خواهیم بدانیم قیمت قطراتی که تا بحال فروخته ایم چقدر است یه دارایی هایمان نگاه کنیم. آنها را قیمت کنیم. قیمت قطراتی که زیر آفتاب به باد دادیم، معادل ارزش مادّی یا معنوی همینهایی است که داریم. جان من یه کم جدی تر نگاهی به دارایی ها بیاندازیم. چند شد؟ نکند ارزان فروشی کرده و اتش به یخمان زده ایم؟ نه گمان نمی کنم. احتمالا شما هم مثل من و خیلی از آدمهایی که  می شناسم شان بی انصاف هستید. بخاطر اینکه قیمت دارایی هایتان را به نرخ روز حساب می کنید که احتمالا پایین آمده است. لطفا بر اساس سال پایه حساب کنیدنیشخند. آن موقع که اینها را خریدید قیمتشان چند بود؟ راستی چرا قدر آن بخش از دارایی هایی که الان ندارید ولی یک زمانی قطرات بسیار خرجشان کردید ندانستیدناراحت؟

حالا چند نتیجه کاربردی: 1- یادتان باشد هر چقدر که این یخ آب می شواد نسبت قطرات باقیمانده بر کل قطرات کمتر می شود بنابر این هر لحظه اش نسبت به لحظه ی قبل قیمتی تر می شودلبخند. 2- لطفا مثل این مرد یخ فروش منتظر خریدار نباشید. خیلی ها ارزش قطرات پاک شما را نمی دانند، باید خودتان را به آنها معرفی کنید. ضمنا در عین حال که بازاریاب قطرات خودتان می شوید آتش به یختان نزنیدلبخند. 3- یادتان باشد آنچه را که شما قرار است معامله کنید قطراتی است که باقیمانده اند، نه قطراتی که از بین رفته اندلبخند.

یه تجربه دلچسب

کلاسهای spss پیشرفته شروع شده. کلاس فوق العاده خوبیه. تقریبا همه شون بچه های فعالقلبقلبقلب. از یاد دادن به شون لذت می برم. ضمن اینکه تا بحال هیچ کلاسی مثل این کلاس برای من پربار نبوده. بعضا احساس می کنم من توی این کلاس چیزهای بیشتری یاد می گیرم تا شاگرداملبخند.

 تولد یک پدر

من توی کلاس بر خلاف سایر جاها گوشهای بسیار حساسی دارمنیشخند. تا بحال بارها و بارها اتفاق افتاده که یکی از شاگردام به آرامی سوالی رو از بغل دستی اش پرسیده و قبل از اینکه دوستش بخواد جواب بده من عین سوال رو تکرار کرده ام و خودم جواب داده ام. بازخورد بسیار مثبتی از این رفتارم از طرف شاگردام دریافت کرده ام. چند روز پیش توی فرصت فراغتی بین کلاسی که به شاگردای درس آمار داده بودم شنیدم که دو سه نفر از شاگردای خوبم در باره ماماناشون و مسافرت و عید داشتند صحبت می کردند. از کنارشان رد شدم و گفتم من که هیچ چیزی نشنیدمنیشخند! ناگهان یکی شونقلب با خنده جواب داد اگه شنیده باشین هم عیبی نداره شما جای پدر ما هستینقلب. خیییییییییییلی جالب بود واسه امقلب. من منتظر بودم تا سروشکم قبول بشه دانشگاه و بعد به همه شون بگم پسرم و دخترم. ولی ظاهرا این پدره عجله داشته و به دنیا اومدهنیشخند. این دفعه خیلی از شاگردام درست نصف سن و سال من عمر دارند. همه شون در چشم من نی نی کوچولوهای بسیار بسیار دوست داشتنی هستندقلبقلبقلب.

به تماشای آبهای سپید

یه آلبوم بسیار لطیف به نام به تماشای آبهای سپید از حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریان رو از یکی از دوستای بسیار نازنینم هدیه گرفتم. فوق العاده آرامش بخش و روحنوازه. توصیه می کنم گوش کنین.

شکوفه ها به تماشای آبهای سپید

                                             پرنده ها به تماشای بادها رفتند.

این شعراش رو که گوش می دم احساس می کنم دارن به من می گن پس تو چرا نمی خوای بری به تماشای آبهای سپید؟ تو چرا غافل شدی از تماشای باد. آآآآآآآآآآای من دلم برای جنگل و دریا تنگ شده حساااااااااابی.

تازگی ها یه آلبوم بسیار لطیف از هژیر مهرافروز به نام دل قلندر به بازار اومده. توصیه می کنم گوش کنید.

اگه مدتهاست عقده ای توی گلوتون گیر کرده و حسابی دلتون هوس چیز شکوندن کرده توصیه می کنم آلبوم ریمیکس فریدون رو گوش بدین. فوق العاده است.

آوای من.

اینم یه عکس از آوا کوچولوی دوست داشتنی من (خواهرزاده ام). آوا این روزها مهمون ماست. من آوا رو به دقّت تماشا می کنم و غرق حیرت می شم از فرآیند انسان شدن آدمی. نظام ترجیحات آوا رو تماشا کنین!

 

 

/ 8 نظر / 15 بازدید
ستاره

سلام استاد عزیز حالتون چطوره ......مطلب امروز خیلی زیبا بود و از اون زیباتر نمایشی که از آلبوم عکساتون در وبلاگ دیده می شه ...قبلا اینجوری نبود ............دیدن مناظر که تا میخواهی بهشون دقیق بشی میپرن وباز بعدی حسابی آدم را وسوسه می کنه که لینک بشی و با خیال راحت وحوصله غرق بشی توی مناظر زیبای شمال .............همیشه به یادتون هستم

mouse

یه آقای دکتری رو می شناسم که حتی به پیرزنایی هم که جای مامان بزرگشن می گه باباجان .سلام بابا جان ... خوبی باباجان ... کجات درد میکنه باباجان... فکر کنم این عبارت هم یه جوری احساس دلگرمی به ادم می ده و هم یه جورایی احساس امنیت.

محمد

با قسمت یخ و زندگی حال کردم و اینجا 2 عقیده ی متفاوتو در این زمینه میارم: سعدی: دریغا که فصل جوانی برفت به لهو و لعب زندگانی برفت دریغا که مشغول باطل شدیم زحق دور ماندیم و قافل شدیم عمر برفست و آفتاب تموز اندکی ماند و خواجه غره هنوز مولانا: روزها گر رفت گو رو باک نیست تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست هر که بیدارست او در خواب تر هست بیداریش از خوابش بتر هر چه بینی سود خود زان میگریز زهر نوش و آب حیوان را بریز خفته آن باشد که او از هر خیال دارد امید و کند با او مقال

امیر اقتنائی

سلام با اولین مطلب وبلاگم به روزم. از ارائه نظرتون خوشحال میشم. پیروز باشید

فرشته

شما اگه این دووووووووووووستهای خوب رو نداشتین چیکار میکردین؟!! [قلب]

مجید

من هر چه که دارم مدیون این دوستای خوبی هستم که در مسیر اراده خداوند قرار دارند.

کیوی

درون هر کدام از ما یک موسیقی منحصر به فرد است که فقط باید آن را بشناسیم تا بتوانیم بنوازیمش و منحصر به فرد باشیم[گل]

بووووووووووووووووووووس واسه اوا