نگرشی سازه گرایانه به تحلیل مسائل اجتماعی- فصل دوم

... یا رفتاری است  که در صدد است حضار را برای جدی گرفتن شرایطی متقاعد کند.

ادعاهای زبانی نظیر سخنانی که من در کلاس بررسی مسائل اجتماعی نزد دانشجویانم مطرح می­کنم. ادعاهای نمایشی نظیر عکس­ها، کاریکاتورها، فیلم­ها و ... که مسائل اجتماعی را به تصویر می­کشند. این نوع ادعا می­تواند کار هزاران کلمه یا جمله را انجام دهد. ادعاهای رفتاری که در آن، کار مسائل اجتماعی به جای گفتن چیزی یا نشان دادن تصویری نمایشی از چیزی، انجام کاری است. باید توجه داشت این گونه ادعاها غالبا برای متقاعد ساختن حضار، به گوش دادن ادعاهای زبانی و دیدن ادعاهای نمایشی، تلاش می­کنند در روند زندگی اجتماعی اختلال ایجاد کنند.

ادعاها صرفنظر از زبانی، نمایشی یا رفتاری بودنشان، هدفشان این است که حضار یا مردم چگونه به مسائل اجتماعی بنگرند و چه احساسی در باره آنها داشته باشند و برای آنکه حضار یا مردم شرایط خاصی را مشکل­زا بدانند دلایل منطقی (مستدل و معقول) بسازند. به بیانی دیگر ادعاها صرفنظر از شکلشان، درصددند حضار را به شیوه خاصی از دیدن و احساس کردن ترغیب کنند. اگرچه به دلایل گوناگون جنبه­های عینی حقیقت مهم است اما در بازی مسائل اجتماعی حقیقت مهم نیست. مهم آن است که آنچه که حضار به آن اعتقاد دارند حقیقت است.

از یک نظر همه ما در زمره ادعاسازان هستیم. هر وقت که داریم عقیده خودمان را در باره شرایط یک مساله اجتماعی و اشخاصی که در آن شرایط هستند اظهار می­کنیم در واقع داریم یک ادعا می­سازیم. نظیر وقتی که در حال سخنرانی یا نوشتن یک مقاله برای روزنامه هستیم. ضمنا اگر ما مقداری پول به حمایت از گروه هایی که در صدد تغییرات اجتماعی هستند برای آنان ارسال کنیم خیلی آشکارتر در زمره مدعاسازان قرار می­گیریم. سرانجام وقتی در یکی از گروه های مدعی تغییرات اجتماعی عضو می­شویم، به عنوان یک عامل عملی، آشکارترین مدعی و ادعاساز مسائل اجتماعی می­شویم. افرادی که به صورت یک عضو فعال و موثر در سازماهای مدعی تغییرات اجتماعی کار می­کنند از مهمترین گروه­های ادعاسازان هستند. گروه های مدعی تغییرات اجتماعی نیز به نوبه خود بخشی از مقوله بزرگتر محسوب می­شوند که صنعت مسائل اجتماعی نامیده می­شود.

مسائل اجتماعی یک صنعت محسوب می شود. صنعت مسائل اجتماعی در ایالات متحده بیشتر از مجموع دو صنعت اتومبیل و هواپیما افراد را به کار واداشته و از نظر اقتصادی اهمیت دارد! نخست ادعاسازانی (مشخصا سیاستمدارانی) که در کلیه سطوح دولت بویژه در هنگام مبارزات انتخاباتی در این حیطه کار می­کنند. پس از آنها مشاوران غیررسمی سیاسی قرار دارند و از سوی گروه های مدعی تغییرات اجتماعی و بخش هایی از نظام سیاسی یا بخش خصوصی مورد حمایت قرار می­گیرند. افراد بسیاری که در ایستگاههای رادیو تلویزیون کار می­کنند و یا افرادی که فیلمنامه یا موسیقی در باره مسائل اجتماعی می سازند. متولیان سازمانی مسائل اجتماعی و نیز مکانهایی که برای کمک به قربانیان مسائل اجتماعی یا بازپروری یا تنبیه متجاوزان وجود دارد بخش های دیگری از صنعت مسائل اجتماعی هستند. بالاخره همه کسانی که شغلشان فراخوانی عموم مردم است در زمره ادعاسازان و کارکنان این صنعت محسوب می­شوند. ضمنا کسانی که کارشان تربیت افراد مرتبط با مسائل اجتماعی است را نیز در این صنعت قرار دهیم. همچنین مکانها و اشخاصی که کالاهایی (نظیر دزدگیر) را برای فروش به مشتریان در ارتباط با مسائل اجتماعی تولید می کنند نیز در زمره این صنعت محسوب می شوند.

ادعاسازان به چه انگیزه ای وارد بازی مسائل اجتماعی می شوند؟ اولا ما ممکن است بخاطر ارزشهای ذهنی و باورهای اخلاقی مان در بازی مسائل اجتماعی فعال باشیم. ارزشهای ذهنی ما ممکن است از تجربیات شخصی ما تاثیر پذیرفته باشد. ما بخاطر منافع عینی (سود و مزایای شخصی نظیر سلامت جسمی و اشکال متنوع دیگر) وارد بازی مسائل اجتماعی می شویم. تظاهر به نگران مردم بودن! به منظور افزایش نفوذ و اعتبار خود در انظار عمومی یکی دیگر از دلایل ورود افراد به این بازی است. با اینحال باید توجه داشته باشیم که کشف انگیزه های واقعی ادعاسازان و اطمینان به آن، به خودی خود و نیز عملا اهمیتی ندارد. آنچه مهم است این است که مردم در باره انگیزه های ادعاسازان چه نظر و باوری دارند.

لازم به ذکر است که بازی مسائل اجتماعی یک بازی عادلانه نیست، چون همه ادعاسازان در کسب اعتبار دارای اعتبار یکسان و برابر نیستد. معمولا گرایش به این است که ادعاهایی که از سوی دانشمندان و عالمان مطرح می شود پذیرفته شود دانشمندان همان ادعاسازانی هستند که در راس سلسله مراتب کسب اعتبار هستند. در مرتبه بعدی متخصصین (نظیر مهندسان و پزشکان) قرار دارند. اعتبار دسته اول بر خلاف دسته دوم، حتی در خارج از حوزه تخصصی شان نیز تاثیر دارد. علت عدم توجه به برخی ادعاها، خودِ ادعاسازان هستند. مثلا ادعاهای فقرا وقتی اهمیت پیدا می کند که ادعاسازان قدرتمندتر اهمیت آنها شناخته شود.

یکی دیگر از بازیگران مسائل اجتماعی حضار هستند. مساله اجتماعی زمانی خلق می شود که حضار آن را مهم بدانند. برنده یا بازنده بودن ادعاسازان بستگی به نظر حضار دارد. حضار لزوما شامل تمام یک ملت نمی شود. آنها توانایی،مهارت، تجربیات شخصی و نیز ارزشهای اخلاقی یکسانی ندارند و ادعاسازان توانمند به این موضوع توجه می کنند. ضمنا حضار از حیث احتمال متقاعد شدن یکسان نیستند. که ریشه در عوامل مختلفی نظیر گرایش به رسانه ها، سطح سواد و ... دارد.

ادعاها همواره با هم در حال رقابت هستد. شرط موفقیت یک مدعا، این است که حضار را متقاعد سازد مساله ای وجود دارد که قابل حل کردن است و باید حل شود. ما ظرفیت محدودی داریم و مسائل اجتماعی از یک سو با فعالیتهای روزمره ما در رقابت هستند و از سوی دیگر حوزه مسائل اجتماعی با حوزه های دیگر نظیر عمومی نیز در رقابت است و جلب توجه حضار به یک مساله، بی توجهی آنان به سایر مسائل و حوزه ها را به دنبال دارد. ضمنا این رقابت، در درون مسائل اجتماعی هم وجود دارد. مثلا بر سر تعریف مساله، تبیین آن، شناسایی مهمترین پیامدهای آن، نحوه مقابله با آن از طرف ادعاسازان مختلف رقابت وجود دارد.

/ 1 نظر / 12 بازدید