قبل از هر چیز عیدتون مبارکقلب. دیشب قلبقلبقلبحضرتقلبقلبقلب برای همه تون سلام رسوندند.

 

 

نظرسنجی

تحقیقات حوزه علوم انسانی در غالب اوقات به نظرسنجی تعبیر می شود. این اصطلاح معمولا برای پایین جلوه دادن ارزش تحقیق در این حوزه استفاده می شود. در اینجا می خواهم این برچسب را به لحاظ روشی نقد کنم.

یکی از انتقادات مهمی که به پژوهشهای حوزه علوم انسانی نسبت داده می شود این است که این نوع پژوهشها نوعی نظرسنجی بیش نیستند. بسیار دیده ام پژوهشگرانی را که در مواجهه با چنین انتقاداتی می گویند تحقیقات ما نگرش سنجی یا رفتارسنجی است نه نظر سنجی. و چه بسا انتقادات مجدّدی با این مضمون که شما حتی در هنگام رفتارسنجی هم نظر آدمها را در باره رفتارشان می سنجید نه خود رفتار.

من فکر می کنم یکی از دلایلی که موجب می شود اکثر تحقیقات علوم انسانی، نظر سنجی قلمداد شود این است که اطلاعات لازم در این نوع تحقیقات غالبا از طریق مصاحبه یا پرسشنامه جمع آوری می شود نه مشاهده. پیشفرض مهم منتقدان در این قبیل انتقادات احتمالا این است که پاسخ افراد به سوالات مصاحبه یا پرسشنامه (به عبارتی همان نظرات آنها) غالبا سطحی و غیرقابل اعتماد است. آنها دلایلی هم برای اینگونه مدعیات دارند مثلا متغیّر بودن نظرات را حمل بر غیرواقعی بودن پاسخها می کنند یا عدم مطابقت رفتارهای پاسخگویان را با نظرات آنان نشانه فریبکاری و عدم صداقت آنان می پندارند و از این قبیل دلایل.

من بر این باورم که با تامین روایی و پایایی ابزار پژوهش می توان از تحقیقات علوم انسانی دفاع کرد. اگر ابزار تحقیق همانی را بسنجد که محقق ادعا می کند و صاحبنظران خبره هم مدعای او را تایید کنند و نتایج تحقیق او قابلیت تکرار داشته باشد، نظرسنجی نه تنها مایه ی شرم نیست بلکه موجب افتخار نیز هست.

یه مطلب توی آرشیوم هست با عنوان نظر سنجی یا نظر سازی. دوستان علاقمند بد نیست به آنجا هم نگاهی بیاندازند.

 

کنترل ممنوع

تا بحال چندین بار با محققان و دانشجویان غالبا علوم اجتماعی مواجه شده ام که قصد انجام تحقیق یا نوشتن پایان نامه ای به صورت مقایسه ای (در دو گروه شبه گواه و شبه آزمایش) داشته اند. آخرین مورد یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد جامعه شناسی بود در باره جرّاحی زیبایی. معمولا به این دوستان توصیه می شود که گروه های مورد مقایسه از لحاظ متغیرهایی نظیر تحصیلات، جنسیت، محل سکونت، وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده و ...... حتی الامکان باید شبیه هم باشند. اینگونه توصیه ها به لحاظ روش شناختی یک غلط فاحش است. در تحقیقات آزمایشی غالبا روانشناختی به محقق توصیه می شود گروه های گواه و آزمایش حتی الامکان مشابه هم باشند مگر متغیر مستقل که در گروه آزمایش اعمال می شود اما در گروه کنترل نه. تعمیم این شرایط به تحقیق جامعه شناختی کاملا غلط است. چه با همتاسازی گروه های مقایسه از حیث متغیرهای متغیرهای جامعه شناختی، اثر اینگونه متغیرها کاملا خنثی شده و امکان آزمایش فرضیات مربوطه به آنها از بین می رود. به عنوان مثال اگر محقق دو گروه جراحی زیبایی داشته و نداشته، از حیث تحصیلات و وضعیت اقتصادی همتا کند، فرضیه تاثیر تحصیلات و وضعیت اقتصادی بر اقدام به جراحی زیبایی عمدا رد می شود و این یعنی خطای نوع دوم در پژوهش.جالب این است که با این نوع توصیه ها دانشجوی رشته جامعه شناسی، به جای آزمون فرضیات مبتنی بر رشته خود،  تنها فرضیات روانشناختی را مورد آزمون قرار می دهد. به نظر من برای بررسی تاثیر متغیرهای جامعه شناختی در این نوع تحقیقات آنچه که باید کنترل شود متغیرهای روانشناختی است و بس. در حالت کلی باید بگویم بهترین راهنما برای کنترل و همتاسازی چارچوب نظری و مدل تحلیلی تحقیق است، متغیرهایی که جزء فرضیات تحقیق هستند نباید کنترل شوند.

 

قحطی موضوع

یکی از دغدغه های دانشجویان هنگام انتخاب موضوع پایان نامه این است که کار تکراری انجام ندهند و به قول خودشان موضوع پایان نامه، جدید و ناب باشد. گاهی اوقات جدید بودن موضوع آنها را غرق گردابی می کند که هیچ غریق نجاتی در آن حوالی حضور ندارد. پیشنهاد من معمولا این است که جدید بودن یک پایان نامه صرفا به تازگی موضوع بستگی ندارد. تازگی می تواند به روش تحقیق، جامعه آماری، واحد تحلیل یا چارچوب نظری نیز ربط داشته باشد.

مثلا شما می توانید موضوع نخ نما شده اوقات فراغت را بر روی زنان خانه دار یا کارکنان آتش نشانی که کمتر مورد مطالعه قرار گرفته اند، کار کنید (تحقیق بر روی جامعه آماری جدید).

یا موضوع دستمالی شده رضایت شغلی را به جای مقیاس مظلوم لیکرت با مقیاس گاتمن اندازه گیری کنید (تحقیق با ابزار جدید).

یا برای تبیین مشارکت به جای نظریه اختیار عاقلانه از نظریه نقشها استفاده کنید (تحقیق با چارچوب نظری جدید)

یا برای مطالعه مشارکت اجتماعی به جای آنکه دانشجویان واحد تحلیل باشند انجمنهای علمی، سیاسی یا فرهنگی دانشکده های مختلف دانشگاه واحد تحلیل باشند و از نظریات مربوط به سازمانها برای تبیین استفاده کنید (تحقیق بر روی واحد تحلیل جدید).

/ 9 نظر / 4 بازدید
mouse

لطفا به دانشجویان عزیز و محترم و دوست داشتنیتون گوشزد کنید که گرداوری اطلاعات از مقاله ها و دستنوشته های سایر مولفان تنها در پیشینه تحقیق قرار می گیرد و نه در متن اصلی تحقیق... ( یعنی اینقدر مقاله های بقیه رو کپی پیست نکنید و بعد اسمشو بزارید پژوهش تحقیق )

كورش

سلام عيد شما هم مبارك باد

خیلی وقت بود آقا برامون سلام نرسونده بودن، فکر کردم به کلی فراموش مون کردن...

مجید

می خواهم از شاگردای خوب درس روش تحقیق عملی ام دفاع کنم: در تحقیقاتی که من راهنمایی شون رو بر عهده دارم مطلقا امکان کپی برداری از تحقیقات دیگران در فصل یافته های تحقیق وجود ندارد. اگر معلمی هر هفته کار شاگردای خودش رو در تحقیقات غیر اسنادی بررسی کند مطلقا این اتفاق نخواهد افتاد.

فرشته

سلاااااااااام. یه نکته جالب: حرم که رفته بودیم، وقتی بقیه میفهمیدن که ما مشهدی هستم میگفتن: این روزها مال زائراست نه مجاورها!

امیر اقتنائی

سلام با دو مطلب از هفته قبل به روزم. از دریافت نظراتتون خوشحال می شم(خصوصا در باب مطلب اوباما). پیروز باشید یاحق

تکتم پیکانی

سلام استاد حالا قدر مطالب وبلاگتان را بیشتر می دانم.سپاسگزارم

وکیل مدافع

mouse عزیز .شاگردای دکتر حیدری حتی فکر کپی برداری از یافته های تحقیقات دیگه به ذهنشون خطور نمیکنه.یعنی جراتش رو ندارررررن[چشمک]